تبليغاتX
besabtnareside.blogfa.com
besabtnareside.blogfa.com
قالب وبلاگ

جایی که گنج، “جنگ” می شود
درمان، “نامرد” می شود
قهقه، “هق هق” می شود

اما دزد همان “دزد” است
درد همان “درد
و گرگ همان “گرگ
باید از بهترین دوست ترسید
چونکه هیچ کس روح تورا انقدر عریان ندیده است که جای دقیق زخم ها را
بداند…..!

:تو ای ایرانی،این “مـــَــن ها ” را از خودت “مــِـن‌ها” کن…
من میـمیرم برای باقی مانده ات

 

[ پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 ] [ 10:53 ] [ مهسا ] [ ]

چهار دانشجو شب امتحان بجای درس خواندن به مهمونی و خوش گذرونی رفته بودند و هیچ آمادگی امتحانشون رو نداشتند.

روز امتحان به فکر چاره افتادند و حقه ای سوار کردند به این صورت که سر و روشون رو کثیف و کردند و مقداری هم با پاره کردن لباس هاشون در ظاهرشون تغییراتی بوجود آوردند.

سپس عزم رفتن به دانشگاه نمودند و یکراست به پیش استاد رفتند.

مسئله رو با استاد اینطور مطرح کردند که دیشب به یک مراسم عروسی خارج از شهر رفته بودند
و در راه برگشت از شانس بد یکی از لاستیک های ماشین پنچر میشه و اونا با هزار زحمت و هل دادن ماشین به یه جایی رسوندنش و این بوده که به آمادگی لازم برای امتحان نرسیدند کلی از اینها اصرار و از استاد انکار.

آخر سر قرار میشه سه روز دیگه یک امتحان اختصاصی برای این 4 نفر از طرف استاد برگزار بشه،
آنها هم بشکن زنان از این موفقیت بزرگ، سه روز تمام به درس خوندن مشغول میشن
و روز امتحان با اعتماد به نفس بالا به اتاق استاد میرن تا اعلام آمادگی خودشون رو ابراز کنند!

استاد عنوان میکنه بدلیل خاص بودن و خارج از نوبت بودن این امتحان باید هر کدوم از دانشجوها توی یک کلاس بنشینند و امتحان بدن که آنها به خاطر داشتن وقت کافی و آمادگی لازم با کمال میل قبول میک نند.
امتحان حاوی دو سوال و بارم بندی از نمره بیست بود:
.
.
.
.
.
.
یك) نام و نام خانوادگی: ۲نمره

دو ) کدام لاستیک پنچر شده بود؟ ۱۸نمره

الف) لاستیک سمت راست جلو
ب) لاستیک سمت چپ جلو
ج) لاستیک سمت راست عقب
د) لاستیک سمت چپ عقب

[ چهارشنبه دهم اسفند 1390 ] [ 23:33 ] [ مهسا ] [ ]

 

 

 سلام خدا

 

 

سلام خدا حالت چطوره؟

چيكار مي كني با بي معرفتي ما ها؟

خدا دلم گرفته...! تو زمينت خيلي غريب شدم!... زمين خيلي سرده من يخ زدم….! دلم از سرما مي لرزه..!

خدا دلم گرفته !

درخت ها و گلها هم از زمين خسته شدن… هي بالا ميان ..بالا ميان …تا به تو برسن .... !

امروز داشتم با يه درخت حرف مي زدم… كلي درد دل كرد..! داشت غصه مي خورد مي گفت هر چي تلاش مي كنم از اين بزرگتر نمي شم..! ارزو داشت تا اونجا كه تو هستي رشد كنه و بزرگ بشه !

درخت بيچاره !فكر مي كرد اينجوري به تو مي رسه ... ! منم يواشكي تو رو نشونش دادم خيلي خوشحال شد ....!كلي جوونه زد!

من هنوز نردبوني كه اون روز بهم دادي كه ازش بيام بالا و ببوسمت رو به هيچ كس نشون ندادم … ! اخه بهم مي خندن ... اخه چشماشون كه نمي تونه محبت رو ببينه ... چشماشون اينم نمي تونه ببينه چند وقته چقدر خوشكل شدم !

ديگه شعرايي كه برات گفتم رو واسه كسي نمي خونم مي دم فقط مال خودت باشه...!

اي هدهد صبا به سبا مي فرستمت

بنگر كه از كجا به كجا مي فرستمت

مي زارم شب ها كه مياي من دلت بخوابم ..... ! منم برات شعر مي خونم تا تو هم بخوابي...! همش كه نمي شه تو لالايي بگي من بخوابم..........!

اخه چقدر به فكر مايي؟ كمي هم به فكر خودت باش خدا دارم از دستت دلگير مي شم ها؟ همش بيداري كه....! اووووووو مي دوني چند ساله نخوابيدي؟ كه يه موقع ما رو به حال خودمون نگذاري؟ اخه چقدر با دوست داشتنت ما رو شرمنده مي كني؟ هان؟

مگه چند نفر تو دنيا مي دونن كه چقدر دوستشون داري؟ منم بعد از بيست و يك سال تازه فهميدم ... !گاهي به خودم حسوديم ميشه...!

به خودت قسم معرفت درختا بيشتر از ماست ... ! از تنها قدرت حركتي كه دارن واسه اومدن پيش تو استفاده مي كنن ! خيلي كند پيش مي رن ولي نا اميد نمي شن!

گاهي شرمنده مي شم ... ! با اين قدرتي كه به ما دادي و در مقابل قدرت تو پشيزي نيست چه جوري جو خدايي گرفتيم و مقابل تو ايستاديم خودت كه بهتر مي دوني .... !گاهي فكر مي كنم ما ها جدا بي جنبه هستيم .... !

تو چه جوري مي دوني و باز اينقدر با اشتياق داستان زندگي تك تك مارو عاشقانه دنبال مي كني؟ اگه خدا نبودي بهت شك مي كردم ...!

خدا اخه همش كه نمي شه تو بياي ديدن من...! تو كه بهتر مي دوني چقدر دوست دارم بيام پيشت .. !

مي دونم دوست داري با دست پر بيام مي دونم منو مي شناسي و مي دوني دست خالي خيلي شرمندت مي شم ...!

تو برام يه جوري معنا مي شي كه نمي تونم توصيف كنم تو همه جا هستي و من عاشق همه چيز و همه كس شدم.....!

واسه درخت تو رشد و در واقع تعالي معنا مي شي....! درختا عاشق جوونه زدنن چون يه قدم به تو نزديك مي شن ....!

چه جوري من عاشق محبت كردن نباشم؟ چه جوري عاشق صداقت ومهربوني و كمك به ديگران نباشم ؟ چه جوري چشم رو تجلياتت ببندم؟ چه جوري دستم رو دراز نكنم وقتي دستت رو دراز مي كني كه دستمو بگيري؟ وقتي در گوشم كلي شعر مي خوني چه جوري نشنوم ؟....!

چقدر مي شه با صداي پرنده ها رقصيد ...!چه قدر خوبه كه باهام حرف مي زني و دستمو مي گيري و با هام قدم ميزني ...!.

خدا خيلي خوشحالم خيلي خوشحالم ديگه دستت رو رها نمي كنم! ديگه ازت دور نمي شم! ديگه دختر خوبي مي شم!

تو هم قول بده منو ببري پيش خودت ....! همش كه نمي شه تو بياي پيش من...!

! راستي من نفهميدم اون روز كه گفتي انچه دور بود نزديك است منظورت چي بود ولي خوب كه فكر كردم ديدم انچه دور بود نزديك است !

مراقب من باش قربون مهربوني هات برم

عشق همه ي كساني كه دارن از نردبونا شون ميان بالا ببوسنت نگهدارت باشه....!

راستي خدا!

خيلي دوستت دارما!

 

 


 

هموطن-طبيعتا'' 2 ساعت در روز براي خوردن غذا لازم است كه در كل 30 روز ميشود.
پس 96 روز باقي ميماند.اگر داوطلبي در كنكور قبول نشد هيچ تقصيري نداردچرا كه سال فقط 365 روز است.در حالي كه:
1) سال 52 جمعه داريم و ميدانيد كه جمعه ها فقط براي استراحت است به اين ترتيب 313 روز باقي ميماند.

2) حداقل 50 روز مربوط به تعطيلات تابستاني است كه به دليل گرماي هوا مطالعه ي دقيق براي يك فرد نرمال مشكل است.بنابراين 263 روز ديگر باقي ميماند.
3) در هر روز 8 ساعت خواب براي بدن لازم است كه جمعا'' 122 روز ميشود. بنابراين 141 روز باقي ميماند.
4) اما سلامتي جسم و روح روزانه1 ساعت تفريح را ميطلبد كه جمعا'' 15 روز ميشود.پس 126 در روز باقي ميماند.
5) طبيعتا'' 2 ساعت در روز براي خوردن غذا لازم است كه در كل 30 روز ميشود. پس 96 روز باقي ميماند.
6) 1 ساعت در روز براي گفتگو و تبادل افكار به صورت تلفني لازم است. چرا كه انسان موجودي اجتماعي است.اين خود 15 روز است.پس 81 روز باقي ميماند.
7) روزهاي امتحان 35 روز از سال را به خوداختصاص ميدهند. پس 46 روز باقي ميماند.
8) تعطيلات نوروز و اعياد مختلف دست كم 30 روز در سال هستند. پس 16 روز باقي ميماند.
9) در سال شما 10 روز را به بازي ميگذرانيد.پس 6 روز باقي ميماند.
10) در سال حداقل 3 روز به بيماري طي ميشود و 3 روز ديگر باقي است.
11) سينما رفتن و ساير امور شخصي هم 2 روز را در بر ميگيرند. پس 1 روز باقي ميماند.
12) 1 روز باقي مانده همان روز تولد شماست.چگونه ميتوان در آن روز درس خواند؟!!
نتيجه ي اخلاقي: پس يك داوطلب نرمال نميتواند
اميدي براي قبولي در دانشگاه داشته باشد

 

 


ادامه مطلب
[ شنبه پانزدهم بهمن 1390 ] [ 20:9 ] [ مهسا ] [ ]

 

 

یا حسین

تسلیت اربعین حسینی بر تمام شیعیان

امام حسین علیه السلام :

همنشینی بافاسقان انسان را در معرض اتهام قرار میدهد

 

[ شنبه بیست و چهارم دی 1390 ] [ 14:52 ] [ مهسا ] [ ]

سلام به شما همه علاقه مندان  وبلاگ.

من مهسا ۲۱ساله موفق به درج وبلاگ برا ی خود شدم تا بتوانند دیگران از ان استفاده کنند.امیدوارم نظرات خود را برای من ارسال کنیید تا بتوانم از پیشنهاد هاو انتقاد های شما استفاده کنم.

خیلی ممنون میشم که منو در این امر راهنمایی کنید


 

اگر خودتان را باور کنید دیگران نیز

 باورتان  خواهند کرد!!!!!

 

[ چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 ] [ 12:58 ] [ مهسا ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

آرشيو مطالب
امکانات وب